آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
242
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
آذرگشنسپ يا آتش سلطنتى ، در گنجك ( شيز ) واقع در آذربايجان بود . جكسن گويد اين آتشكده در جايى برپا بود ، كه اكنون خرابههاى تخت سليمان معروف هست و فاصله آن از اروميه ( رضائيه ) و همدان يكى است « 1 » . پادشاهان ساسانى در ايام سختى به زيارت اين معبد ميشتافتند و زر و مال و ملك و غلام در آنجا نذر ميكردند . وهرام پنجم سنگهاى قيمتى تاجى را ، كه از خاقان و زنش گرفته بود « 2 » ، به اين آتشكده فرستاد . خسرو اول نيز نظير اين را عطا نمود . خسرو دوم نذر كرد ، كه اگر موفق بمغلوب نمودن وهرام چوبين بشود ، زينتهاى زر و هديههاى سيم بآتشكده آذرگشنسپ بفرستد و بوعده خويش وفا كرد . در قرن دهم ميلادى ، مسعودى « 3 » بعبارت ذيل ويرانههاى آن معبد را وصف مىكند : « امروز در آن شهر ( شيز ) آثار عجيبى از ابنيه و نقوش گوناگون هست ، كه كرات سماوى و ماه و ستارگان و عوالم بر و بحر و اراضى مسكون و نباتات و حيوانات و ساير عجايب را نشان ميدهد . شاهنشاهان آتشكدهء در اين شهر داشتند ، كه در عهد همه سلسلههاى ايران مقدس و محترم بود . اين آتشكده را آذرخوش « 4 » ميگفتند . آذر به زبان عجم « آتش » و خوش « نيكو » است . شاهنشاهان ايران هنگام رسيدن بپادشاهى با كمال احترام پياده به زيارت اين معبد ميرفتند و نذرها ميكردند و هديه و خواسته بسيار به آنجا ميبردند ) « 5 » . خلاصه ،
--> ( 1 ) - ايران در گذشته و حال ، ص 143 - 124 مجله شرقى امريكا ، 1921 ، ص 82 ؛ مقايسه شود با اردمان ، آتشكده ، ص 49 . ( 2 ) - طبرى ، 865 و 866 ، نلدكه ، ص 102 ، 104 . اردشير اول سر دشمنانى را كه در جنگ كشته بود ، بمعبد اناهيتا واقع در استخر فرستاد ، در سال 340 هم سر عيسويان را ، كه محكوم باعدام شده بودند ، در همين محل آويختند . ( 3 ) - التنبيه ، ص 95 ، ترجمه كارادوو ، ص 137 . ( 4 ) - نام ديگر آذرگشنسپ . ( 5 ) - ابن خرداذ به نيز اين مطلب را ، كه پادشاهان ساسانى پس از بتخت نشستن پياده از تيسفون به زيارت آذرگشنسپ ميرفتند ، ذكر كرده است ( جغرافيون ، ج 6 ، ص 120 ، ترجمه ، ص 91 ) .